
راهنمای رستوران ساشیمی کرهای کنار دریا
فهرست مطالب
13 مورد
دسامبر، از دائجون تا ساحل گئوجه
سفرم به گئوجه در ماه دسامبر بود. وقتی در دائجون زندگی میکنی، بعضی وقتها واقعاً دلت برای دریا تنگ میشود و آن آخر هفته هم نه من کاری داشتم نه همسرم. با یک جملهی ساده که «بریم دریا را ببینیم؟» فوراً راه افتادیم. بدون برنامهریزی خاصی فقط زدیم به جاده، ولی باد ساحلی دسامبر واقعاً تیز و استخوانسوز بود. لحظهای که از ماشین پیاده شدیم نزدیک بود پشیمان شویم، اما وقتی در جادهی ساحلی میرفتیم، پشت سر هم رستورانهای ماهی خام توی چشم میآمدند. هوا یخ بود، ولی با خودم گفتم تا اینجا آمدهایم، مگر میشود ساشیمی کرهای نخوریم؟ همانجا مستقیم رفتیم داخل یکی از رستورانها.
من قبلاً هم دربارهی رستوران ماهی خام در شهرهای دور از دریا نوشته بودم. آنجا سبک غذا کاملاً شبیه منوی چندمرحلهای بود؛ از مخلفات ابتدایی شروع میشد و بعد به ترتیب ماهی خام، ماهی کبابی، غذای دریایی بخارپز و در آخر سوپ تند ماهی میآمد. قیمتش کمی بالاتر بود، اما چون یکباره چند جور غذا میخوردی، به نظرم از نظر ارزش خرید بد نبود. با این حال، رستوران ماهی خام کنار دریا کلاً یک دنیای دیگر بود.
رستوران ساحلی در برابر رستوران داخل شهر؛ حتی مدل سفارش هم فرق دارد
از منوی چندمرحلهای خبری نیست. فقط میپرسند «چی میل دارید؟» و تو هم هر چیزی را که دلت بخواهد جداگانه انتخاب میکنی. سفره هم خیلی پرزرقوبرق نیست؛ همان حالوهوای سادهای که روی میز پلاستیک میکشند و شروع میکنند. ولی راستش همین باعث میشود فشار قیمت کمتر باشد. فقط غذای اصلیای را که خودت میخواهی انتخاب میکنی و همان را حسابی میخوری. اینجا مواد اولیه را همان روز مستقیم از دریا میآورند و همین بزرگترین تفاوتش با رستورانهای داخل خشکی بود.
| رستوران ماهی خام داخل شهر | رستوران ماهی خام کنار دریا | |
|---|---|---|
| شیوه سفارش | منوی چندمرحلهای کامل (از مخلفات تا سوپ تند به ترتیب) | سفارش تکی و انتخابی (فقط چیزهایی که خودت میخواهی) |
| چیدمان میز | مخلفات زیاد و ظاهر نسبتاً مجلل | ساده و بیتکلف، با میز پلاستیکی |
| مواد اولیه | ماهی خامی که از مسیر توزیع و حملونقل گذشته | مواد دریایی تازه که همان روز از دریا رسیدهاند |
| بازه قیمتی | به خاطر منوی کامل، برای هر نفر کمی بالاتر | چون تکی سفارش میدهی، بسته به انتخاب قابل تنظیم است |
| فضا | فضای مرتب و رسمیتر | کمی ساده و کهنه، ولی درست روبهروی دریا و آزادتر |
قبل از آمدن ماهی خام، مخلفات اول میز

اولین چیزی که روی میز آمد همینها بود. از سمت چپ، چوبکهای خیار و هویج، یک پنکیک سبزرنگ، اختاپوس آبپز و کیمچی سفید. دقیقش را بخواهم بگویم، هنوز هم نمیدانم آن پنکیک سبز از جلبک دریایی بود یا از پیازچه. نپرسیدم. فقط میدانم از آن چیزهایی بود که در رستوران ماهی خام کنار دریا زیاد میبینی، ولی من زمان مناسب برای سؤال کردن را از دست دادم.
آن کیمچی سفیدی که سمت راست میبینید، اگر بخواهم برای کسی که با غذای کرهای آشنا نیست توضیح بدهم، باید بگویم از همان کلمی درست میشود که کیمچی معمولی را با آن میسازند، فقط پودر فلفل قرمز داخلش نمیریزند. برای همین نه قرمز است و نه تند. همان طعم ترش و تُردِ مخصوص کیمچی را دارد، اما تیز و آتشین نیست، بنابراین حتی کسانی که اولین بار است کیمچی میخورند هم راحتتر با آن کنار میآیند. اگر در کره حس میکنید کیمچی کمی ترسناک است، بهتر است از کیمچی سفید شروع کنید.

آن چیزی که وسط میز بود اختاپوس آبپز است. این هم یکی از مخلفات رایج در رستورانهای ماهی خام کنار دریاست؛ بیرونش تهرنگ قرمز دارد و داخلش کاملاً سفید پخته شده. بافتش جویدنی و طعمش ملایم است، برای همین قبل از آمدن ساشیمی کرهای اشتها را خوب باز میکند. شاید برای کسی که اولین بار میبیند کمی غریب باشد، اما بهتر است از روی ظاهرش فرار نکنید و یک تکه را در سس قرمز ترش و شیرین بزنید و امتحان کنید. آن بافت لاستیکی و خوشجویدن واقعاً کمکم اعتیادآور میشود. خود اختاپوس هم تقریباً هیچ مزهی سنگینی ندارد، پس خوردنش فشار خاصی وارد نمیکند.

با چوبک یک تکه از اختاپوس را بلند کردم. از نزدیک که نگاه کنی بادکشهایش کاملاً معلوماند و برای کسی که بار اول میبیند شاید این منظره کمی شوکآور باشد. ولی همین خودش نشانهی تازه بودنش است. بافتش هم سفت و کشسان بود و وقتی یک تکه میخوردی، خودبهخود دستت دوباره میرفت سراغش. حتی برای تمرین چوبک گرفتن هم بد نیست، یک جور چالش کوچک و بامزه است.
بشقاب ترکیبی غذاهای دریایی در رستوران ماهی خام کرهای

در حالی که هنوز مشغول خوردن مخلفات بودیم، این بشقاب بعدی سر رسید. روی یک ظرف، چند نوع غذای دریایی مختلف کنار هم چیده شده بود؛ زیرشان برگ کنجد گذاشته بودند و روی آن چند جور موجود دریایی با رنگها و شکلهای کاملاً متفاوت دیده میشد. وقتی اولین بار نگاهش کردم، واقعاً حس کردم «اینها دیگر چی هستند؟» همسرم هم میگفت خودش هم درست نمیداند کدام به کدام است. در رستورانهای ماهی خام کنار دریا خیلی وقتها غذاهای دریایی تازهی همان روز را اینطور در یک بشقاب مخلوط میآورند. راستش همینکه چیزهایی روی میز میآید که حتی در منو ندیدهای، خودش بخش جذاب ماجراست.
سانناکجی؛ اختاپوس زندهای که خام خورده میشود

خب، اینجا یک لحظه مکث کنیم. این سانناکجی است.
یک اختاپوس کوچک که خام و دستنخورده روی برگ کنجد گذاشتهاند؛ یعنی تا چند لحظه قبل زنده بوده. رویش کنجد پاشیدهاند و بادکشهایش هنوز تکان میخورند. اگر واکنش خارجیها را در یوتیوب به این غذا ببینید، معمولاً جملههایی مثل «چندشآوره»، «نه محاله» یا «من نمیتونم این کار رو بکنم» تقریباً بین همه مشترک است. حتی در انجمنها و گروههای خارجی هم کم نیستند کسانی که میگویند «فقط دیدنش برای من کافی بود» یا «این دیگر از حد تحملم بالاتر بود».
اما نکتهی بامزه اینجاست که وقتی کسی شش ماه یا یک سال در کره زندگی کند، داستان کاملاً عوض میشود. آدمهای زیادی هستند که میگویند «اولش حتی نگاهش هم نمیکردم، ولی الان بدونش نمیتونم زندگی کنم». بین خارجیهایی که مدتی در کره میمانند، سانناکجی تقریباً غذایی است که سه مرحلهی آشنایی، جا افتادن و بعد وابستگی را طی میکند.
روش خوردنش ساده است. آن را در سس نمکیِ مخلوط با روغن کنجد میزنند و یکجا در دهان میگذارند. ولی همان لحظه اصلاً شوخی ندارد. بافت سفت و کشسانش همراه با عطر روغن کنجد در دهان پخش میشود و ناگهان میگویی «عه، این که خوشمزهست!» در دنیا کشورهایی که اختاپوس را خام بخورند خیلی کماند، اما در رستوران ماهی خام ساحلی کره، این غذا کاملاً عادی و طبیعی است.
مونگه (Sea Squirt)؛ مزهای انگار خود دریا را میخوری

بعدی مونگه بود. در انگلیسی به آن Sea Squirt میگویند که راستش اسم انگلیسیاش هم خیلی دلبرانه نیست.
مونگه در سطح جهانی غذای دریایی نسبتاً ناآشنایی است. در بعضی نقاط مدیترانه یا شیلی هم آن را میخورند، اما اینکه دقیقاً به شکل خام و مثل ساشیمی سرو شود، تقریباً میشود گفت ویژگی خاص کره است. ظاهرش هم خیلی عجیب است؛ بیرونش یک پوستهی نارنجی ناهموار دارد و وقتی بازش میکنی، گوشت داخلی نارنجی و براق بیرون میآید. طوری است که اولش نمیدانی با یک جانور دریایی طرفی یا با چیزی شبیه گیاه.
اگر بخواهم صادق باشم، هنوز هم مطمئن نیستم عاشق طعمش شده باشم. بوی دریا در آن خیلی خیلی قوی است. نه دقیقاً بوی زهم، بلکه بیشتر شبیه این است که انگار خود آب دریا را نوشیده باشی و آن رایحه یکدفعه بالا بزند. تقریباً هر کسی که اولین بار بخورد واکنشش این است که «این دیگر چیست؟» من هم بار اول همین حس را داشتم و راستش این بار هم برای اولین تکه کمی دودل بودم. همسرم مونگه را خوب میخورد، ولی من انگار هنوز کامل با آن اخت نشدهام.
با این حال، بین خارجیهایی که مدت طولانی در کره زندگی کردهاند، کم نیستند کسانی که اگر عاشق مونگه شوند، دیگر نبودنش را تحمل نمیکنند. مزهاش همزمان شور و کمی شیرین است، عطرش شدید است ولی تهمزهاش تمیز و روشن میماند. انگار تمام طعم دریا را در یک تکه فشرده کرده باشند. غذای آسانی نیست، اما به نظرم ارزش امتحان کردن را دارد.
صدف خام؛ غذایی که فقط کنار دریا واقعاً جواب میدهد

این هم صدف خام بود.
در شهرهای دور از دریا معمولاً وقتی میگوییم صدف، همه یاد صدف کبابی یا آبپز میافتند، نه؟ من هم تا قبل از این فکر میکردم فقط همین مدل طبیعی است، اما اینجا آن را کاملاً خام سرو کردند. اولش واقعاً با خودم گفتم «صدف خام؟ جدی؟»
اما به محض اینکه یک لقمه خوردم، سریع فهمیدم ماجرا چیست. وقتی پوسته را باز میکنی، گوشت صدف پر و آبدار داخلش نشسته و همان لحظهای که میجویی، عطر دریا با یک شیرینی تمیز و لطیف پخش میشود. وقتی صدف را کباب میکنی، رطوبتش کم میشود و بافتش عوض میشود، اما در حالت خام همهی آن آب و شیرینی طبیعی سر جای خودش مانده. واقعاً انگار با یک غذای کاملاً متفاوت طرف باشی.
فقط یک دلیل دارد که این غذا اینقدر خوب از آب درمیآید: تازگی. چون درست کنار دریا هستی، چنین چیزی ممکن میشود. در دائجون محال است این را به همین شکل ببینی؛ اصلاً شدنی نیست. همین که این غذا را فقط وقتی به ساحل میآیی میتوانی بخوری، برایم آن را خاصتر کرد.
خهسام (Sea Cucumber)؛ غذای دریاییای که برخلاف ظاهرش راحتتر خورده میشود

این یکی خهسام یا همان خیار دریایی است. در انگلیسی به آن Sea Cucumber میگویند و اینکه اسمش خیار دارد، خودش کمی بامزه است. ظاهراً چون شکل کشیدهای شبیه خیار دارد این اسم را گرفته، ولی همانطور که در عکس میبینید، سطح تیره و برجستهاش باعث میشود آدم در نگاه اول بگوید «این را واقعاً میخورند؟»
خیار دریایی در دریاهای نقاط مختلف دنیا پیدا میشود، اما اینکه آن را خام و به شکل ساشیمی بخورند، بیشتر به کره و ژاپن محدود است. مثلاً در چین بیشتر آن را خشک میکنند یا بعد از پخت میخورند، نه اینکه خام سر میز بگذارند.
وقتی میجویی، صدای تُردش را حس میکنی. بافتش واقعاً شبیه جویدن خیار است. خود طعمش چندان قوی نیست و مزهای سبک و ملایم دارد، برای همین نسبت به مونگه خیلی راحتتر پایین میرود. راستش برای منی که جلوی مونگه کمی مکث کرده بودم، خهسام خیلی قابلقبولتر بود. اگر آن را در سس قرمز ترش بزنید، ترشی سس با آن بافت تُرد خیلی خوب جور درمیآید. اگر اولین بار است میخواهید یکی از این غذاهای خاص را امتحان کنید، من خیار دریایی را قبل از مونگه پیشنهاد میدهم.
| غذای دریایی | ویژگی طعم | بافت | درجه سختی |
|---|---|---|---|
| سانناکجی | ملایم و خوشعطر همراه با روغن کنجد و سس نمکی | جویدنی، سفت و کشسان، با بادکشهایی که در دهان میچسبند | ★★★★☆ |
| مونگه | شور و کمی شیرین با بوی بسیار قوی دریا | نرم و کمی لَزج | ★★★★★ |
| صدف خام | شیرین و تمیز با عطر ملایم دریا | پُر، آبدار و فنری | ★★☆☆☆ |
| خهسام | ملایم و نهچندان تند، مناسب با سس قرمز ترش | تُرد، شبیه جویدن خیار | ★★★☆☆ |
بین لقمههای ماهی خام، ماهی کبابی را نمیشود حذف کرد

اگر فقط ماهی خام را پشت سر هم بخوری، بالاخره دلت یک چیز گرم هم میخواهد، نه؟ مخصوصاً در دسامبر این حس بیشتر هم میشود. بیرون در آن باد سرد بودهای و بعد میآیی داخل و فقط غذای سرد میخوری، کمکم ته دلت حس خلأ پیدا میکنی. درست همان موقع ماهی کبابی رسید.
در رستورانهای ماهی خام کنار دریا خیلی وقتها ماهی کبابی را هم همراه ساشیمی کرهای میآورند. اینجا هم همینطور بود. پوستش حسابی طلایی و تُرد کباب شده بود و بوی خوش و چربش بالا میآمد. وسط خوردن ماهی خام، همین که یک لقمه از آن برمیداری، حالوهوای دهانت کاملاً عوض میشود.
نکتهاش این است که باید گوشت را از لابهلای استخوانها بیرون بکشی و بخوری. برای کرهایها این کار کاملاً عادی است، ولی برای کسی که اولین بار با آن روبهرو میشود شاید کمی سخت باشد. بیرونش تُرد و داخلش نرم و آبدار بود و با اینکه غذای پیچیدهای نبود، از همه آرامشبخشتر به نظر میرسید. یکی از جذابیتهای رستوران ماهی خام کرهای همین است که مزهی سرد و زندهی ساشیمی را با گرمای خوشعطر ماهی کبابی یکی در میان بخوری.

این همان صدفی است که قبلاً در بشقاب ترکیبی دیده بودید، فقط این بار در عکس با دست بلندش کردهام. اینکه آن را با همان پوسته بگیری و بخوری، دقیقاً حسوحال سبک ساحلی را دارد. گوشت صدف واقعاً پُر و آبدار بود و بوی دریا هم کاملاً در آن حس میشد.

این هم یک قاشق سانناکجی است. بادکشهایش کاملاً پیدا هستند و هنوز هم تکان میخورند. باید آن را در سس نمکیِ روغن کنجد بزنی و همانطور یکجا بخوری. فقط یک لقمه از این کافی است تا فوراً بفهمی چرا مردم دنبالش میگردند.
غذای اصلی امروز؛ یک بشقاب کامل ماهی خام مخلوط

بالاخره رسید. غذای اصلی امروز.
یک بشقاب بزرگ از ماهی خام مخلوط بود که تمام ظرف را پر کرده بود. برشهای نازک ماهی سفید روی هم لایهلایه چیده شده بودند و سمت راست ظرف، چند قسمت ضخیمتر هم دیده میشد. دو نوع برش با رنگ متفاوت در یک بشقاب بود و احتمال میدهم از بخشهای مختلف یک ماهی بوده باشند. دقیقاً نمیدانم چه ماهیای بود؛ چون موقع سفارش فقط گفتیم «یک بشقاب ماهی خام مخلوط لطفاً» و تمام. قسمتهای نازک بافت بهتری برای جویدن داشتند و قسمتهای ضخیمتر هرچه بیشتر میجویدی، شیرینیشان بیشتر بیرون میآمد.
همان لحظه که این بشقاب را دیدم، مونگه و خیار دریایی و سانناکجی و صدف خامی را که قبلاً خورده بودم، یک لحظه از یاد بردم. با خودم گفتم آهان، پس غذای اصلی واقعاً این بوده.
در رستوران ماهی خام کرهای، یک قانون خشک برای خوردن ساشیمی وجود ندارد. میتوانی آن را در سس قرمز بزنی، میتوانی با برگ کنجد و سیر بپیچی، یا حتی در سامجانگ فرو ببری. این دقیقاً همان جایی است که با ساشیمی ژاپنی فرق میکند. در ژاپن تقریباً ترکیب سس سویا و واسابی حالت کلاسیک و ثابت دارد، ولی در کره همهچیز آزادتر است. جذابیتش هم همین است که لقمه را مطابق ذائقهی خودت بسازی.
ماهی مستقیماً از دریا آمده بود، برای همین اصلاً بوی زهم نداشت و هرچه بیشتر میجویدی، طعم شیرینش بیشتر حس میشد. واقعاً با ماهی خامی که در دائجون خورده بودم فرق داشت. همانجا فهمیدم چرا مردم عمداً دنبال رستوران ماهی خام کنار دریا میگردند.

این از آن مدل سروهای خیلی شیک و مرتب نبود. بیشتر شبیه این بود که ماهی را تازه برش زدهاند و بیتکلف داخل بشقاب ریختهاند. ولی همین بیتشریفاتی عجیبوغریب برای خودش جذابیت داشت. این ظاهر پُر و بیقید، حتی اشتهابرانگیزتر هم بود. در نهایت، طعم که به مدل چیدن وابسته نیست؛ اگر تازه باشد، کار تمام است.
روش کرهای خوردن ماهی خام؛ فرهنگ لقمهپیچ با سبزی

این دقیقاً روش کرهای خوردن ماهی خام است. یک تکه ساشیمی را روی کاهو میگذاری، بعد یک برش سیر و کمی فلفل تند سبز هم رویش میگذاری و همه را با هم میپیچی و یکجا میخوری.
در ژاپن تقریباً همهچیز به فرو بردن ماهی خام در سس سویا خلاصه میشود، اما در کره چنین فرهنگ لقمهپیچ کردن با سبزی وجود دارد. تُردی کاهو، بافت جویدنی ماهی خام، تندی سیر و ضربهی فلفل، همه در یک لقمه جمع میشوند و واقعاً ترکیب فوقالعادهای میسازند. مزهاش وقتی جداگانه بخوری با وقتی همه را با هم میخوری، زمین تا آسمان فرق دارد.
شاید اولش کمی غریب به نظر برسد. اما یک بار که اینطوری امتحانش کنی، خوردن ماهی خام بهصورت تنها دیگر کمی ناقص حس میشود.

این بار نسخهای بود که روی کاهو یک برگ کنجد هم گذاشته بودند.
برگ کنجد برای کسانی که بار اول با آن روبهرو میشوند، مادهی غذایی نسبتاً تندی از نظر عطر است. ظاهرش شبیه بعضی سبزیهای معطر است، اما رایحهاش از نعناع یا ریحان خیلی شدیدتر به نظر میرسد. بعضیها اولین بار که بویش را حس میکنند، با خودشان میگویند «واقعاً این را باید خورد؟» حتی در بین غذاهای کرهای، خیلیها برگ کنجد را جزو چیزهایی میدانند که زمان میبرد به آن عادت کنی.
اما وقتی کنار ماهی خام قرار میگیرد، اوضاع عوض میشود. یک برگ کاهو، روی آن یک برگ کنجد، بعد یک تکه ساشیمی و کمی سیر و سس قرمز؛ وقتی همه را یکجا میخوری، عطر قوی برگ کنجد بوی خام ماهی را جمعوجور میکند. انگار هرکدام نقص دیگری را کامل میکند. اگر حس کردید بوی برگ کنجد بیش از حد قوی است، کاملاً طبیعی است. ولی یک بار آن را با ماهی خام امتحان کنید، احتمالاً نظرتان عوض میشود.

این عکس را از نزدیکتر گرفتم. روی کاهو، برگ کنجد، دو تکه ماهی خام، سیر و سس قرمز را میبینید. ماهی کمی شفاف و براق است و دقیقاً باید همینطور یکجا داخل دهان بگذاری و بخوری.
بعد از تمام شدن ماهی خام، نوبت سوپ تند و میز برنج است

وقتی خوردن ماهی خام تمام میشود، یک میز تازه برایت میچینند.
غذای اصلی این بخش، سوپ ماهی است که در خود قابلمه قلقلکنان میجوشد، اما نکتهاش این است که برایش ماهی جداگانه داخل قابلمه نمیریزند. همان استخوانها و تکههای گوشتی را که از فیله کردن ماهی برای ساشیمی باقی مانده داخلش میگذارند و میجوشانند. یعنی واقعاً چیزی دور ریخته نمیشود. برای همین عصارهی سوپ غلیظ و عمیق درمیآید.
چند جور مخلفات هم همراهش آمد؛ سالاد جوانه لوبیا، کیمچی، سبزی اسفناج، سالاد جلبک دریایی و ماهی خشک کوچکِ سرخشده. راستش چون این رستوران بیشتر بر سفارشهای تکی متمرکز بود، انتظار نداشتم برای پایان غذا هم اینقدر دقیق کار کرده باشند، اما برای بخش آخر میز واقعاً خوب سنگ تمام گذاشته بودند.




اینها همان مخلفات بودند؛ کیمچی، سبزیهای مزهدار با کنجد، ماهی خشک کوچک که کمی شیرین تفت داده بودند، و سالاد جلبک دریایی. دربارهی آن سبزی سبزرنگ دقیقاً نفهمیدم اسفناج بود یا یک سبزی بهاری دیگر.
در میز غذای کرهای معمولاً چند نوع مخلفات به شکل پایه کنار غذا میآید. در خیلی از کشورهای دیگر معمولاً فقط یک غذای اصلی جلویت میگذارند، اما در کره این فرهنگ وجود دارد که همراه یک کاسه برنج، چند جور مخلفات هم بیاید. برای کسی که اولین بار این صحنه را میبیند، تجربهی نسبتاً تازهای است. همینطور یکییکی از این مخلفات برمیداری و میخوری و میبینی برنجت خیلی سریع تمام شده.

این همان سوپ تند ماهی است وقتی تازه شروع میکند به جوشیدن. آبگوشتش قرمز است، پیازچهی زیادی داخلش ریختهاند و بوی تند و گرمش بالا میآید. وسط سرمای دسامبر، وقتی یک قاشق از این را خوردم، واقعاً حس کردم بدنم یکباره باز شد. بعد از آنهمه ماهی خام که دهانم را سرد کرده بود، این سوپ داغ دقیقاً همان چیزی بود که لازم داشتم. همسرم آنقدر خوشش آمد که فقط از آب سوپ سه کاسه برای خودش کشید.

با ملاقه یک بار از داخل قابلمه برداشتم. میشد دید که دور استخوانها هنوز مقدار قابلتوجهی گوشت مانده. این سوپ را با ماهی کامل درست نمیکنند، بلکه با همان بخشهای باقیمانده از ساشیمی میپزند، برای همین استخوانها و گوشتهای ریز در آب سوپ کاملاً جا افتادهاند. اینکه از یک ماهی هم ماهی خام بخوری و هم در آخر با باقیماندهاش سوپ درست کنند، دقیقاً همان سبک رستوران ماهی خام کرهای است.

وقتی داخل کاسه میریزی، این شکلی میشود؛ آب قرمز با تکههای فراوان گوشت ماهی. اگر با برنج بخوری واقعاً فوقالعاده است. آب تند و گرمش کاملاً معدهای را که بعد از ماهی خام سرد شده آرام میکند.
رستوران ماهی خام ساحلی گئوجه؛ خوب شد تا اینجا آمدیم
آن میز کامل ماهی خام که در ساحل گئوجه خوردیم، خیلی متنوعتر از چیزی بود که انتظار داشتم. از سانناکجی و مونگه گرفته تا خیار دریایی و صدف خام، چیزهای ناآشنای زیادی روی میز بود، اما همینطور که یکییکی امتحانشان کردیم، دیدم یکدفعه همهی بشقابها خالی شدهاند. راستش مونگه هنوز هم برای من کمی سخت است، خیار دریایی برعکس surprisingly راحتتر بود، و سانناکجی را هم وقتی یکبار خوردم، مدام دلم میخواست دوباره بردارم. همسرم هم میگفت صدف خام از همه خوشمزهتر بوده. انگار سلیقهی هر کسی واقعاً فرق میکند.
لازم نیست همهچیز مجلل یا خیلی مرتب باشد؛ اگر تازه باشد، کافی است. همین که روبهروی دریا بنشینی و چیزی را بخوری که همان روز از آب گرفتهاند، خودش از قبل یک تجربهی خاص است. این ساشیمی کرهای واقعاً با آن چیزی که در دائجون میخوردم فرق داشت. با اینکه نزدیک بود در سرمای دسامبر یخ بزنیم، اما بعد از خوردن ماهی خام و نوشیدن سوپ تند، با خودم گفتم واقعاً ارزشش را داشت که تا اینجا بیاییم. اگر یک روز فرصت سفر به ساحلهای کره را پیدا کردید، حتماً به یک رستوران ماهی خام ساحلی سر بزنید.
این نوشته نخستین بار در https://hi-jsb.blog منتشر شده است.