
صبحانه هتلی مقرونبهصرفه و مفصل
فهرست مطالب
16 مورد
من ۷ مارس ساعت ۷ صبح به بوفه صبحانه شیلا استی اولسان (Shilla Stay Ulsan Breakfast Buffet) رفتم. من، برادرم و همسرم سهنفری برای سفر گیونگجو (Gyeongju) برنامه داشتیم و در اولسان (Ulsan) هتل گرفتیم. پکیج شامل صبحانه برای دو نفر را حدود ۹۵ تا ۱۰۰ دلار رزرو کردیم. اگر فقط خود صبحانه را جدا بخورید، برای هر نفر حدود ۲۲ دلار درمیآید، برای همین پکیج واقعاً بهصرفهتر است.
شیلا استی (Shilla Stay) یک برند جداگانه است که توسط همان شرکتی اداره میشود که هتل لوکس و معروف The Shilla را در کره اداره میکند. اما درجه و کلاسشان با هم فرق دارد. اگر شیلّا هتل یک هتل ۵ ستاره لوکس است، شیلا استی در رده هتلهای بیزینسی قرار میگیرد و قیمتش خیلی پایینتر است. خیلیها فقط چون اسم «شیلّا» را میبینند، فکر میکنند باید خیلی گران باشد، ولی اصلاً اینطور نیست.
این نوشته قرار است منوی بوفه صبحانه شیلا استی اولسان را که همان صبح خوردم، یکییکی با عکس نشان بدهد. دوست نداشتم چند تا عکس سرسری بگیرم و آخرش فقط بنویسم «خوب بود~» و تمام. وقتی قرار است کسی قبل از رزرو تصمیم بگیرد، باید دقیق ببیند داخل بوفه چه چیزهایی هست، برای همین از تکتک بخشهای منو عکس گرفتم. فقط تعداد عکسها بیشتر از ۶۰ تاست. این وبلاگ بهجز کرهای به بیشتر از ۷۰ زبان مثل انگلیسی، ژاپنی و چینی هم ترجمه میشود، برای همین میخواستم خارجیها هم بتوانند با چشم خودشان ببینند صبحانه هتل در کره دقیقاً چه چیزهایی دارد.
ورودی و صندلیهای بوفه صبحانه شیلا استی اولسان

بهمحض اینکه در طبقه دوم از آسانسور پیاده میشوید، ورودی بوفه صبحانه را همانجا میبینید. اصلاً لازم نیست دنبالش بگردید، درست جلوی چشم است. چیزی که موقع ورود توجهم را جلب کرد این بود که چون اولسان نزدیک بوسان (Busan) است، مهمانهای خارجی نسبتاً زیاد به چشم میآمدند. من در دائجون (Daejeon) زندگی میکنم و در هتلهای آنجا تقریباً خارجی ندیدهام، برای همین حالوهوای اینجا کمی فرق داشت.


بیشتر صندلیها به شکل میزهای دونفره چیده شده بودند. سمت پنجره، از پشت شیشههای بزرگ میشد خیابانهای شهر اولسان را دید و اگر صبح آنجا مینشستید، نور خیلی خوبی داخل میآمد. بخش داخلی بهخاطر دیوارهای تیره و نورپردازیاش حالوهوای متفاوتی داشت، ولی من شخصاً بخش کنار پنجره را بیشتر دوست داشتم. فاصله بین میزها هم خوب بود و آنقدر نزدیک نبود که از آدم کناری معذب شوید. برای هر صندلی هم از قبل قاشقچنگال و دستمال گذاشته بودند.
مخلفات کرهای (Banchan, Korean Side Dishes)

این هم بخش مخلفات کرهای یا همان بانچان. از ریشه لوتوس پختهشده گرفته تا کیمچی (kimchi)، گئوتجوری، اسفناج مزهدار و انواع ترشی، همه در یک سمت ردیف شده بودند. من همیشه فکر میکنم در بوفه صبحانه هتلهای کرهای، اینکه بخش بانچان چقدر متنوع باشد، نشان میدهد هتل چقدر با دقت کار کرده. شیلا استی اولسان هم برای یک هتل بیزینسی، واقعاً بد کار نکرده بود. از همهشان عکس گرفتم، پس دانهدانه نشانتان میدهم.

این هم سیگومچی نامول (sigeumchi namul)، یعنی اسفناج مزهدار. یکی از رایجترین مخلفات غذاهای خانگی کرهای است؛ اسفناج آبپز را با روغن کنجد (sesame oil)، نمک و کنجد مزهدار میکنند. تند نیست و طعمش خوشخوراک و مغزدار است، برای همین حتی اگر بار اولتان باشد که غذای کرهای میخورید هم راحت میتوانید امتحانش کنید. داخلش کمی فلفل دلمهای هم بود و رنگش قشنگتر شده بود. برای صبحانه کنار برنج خیلی خوب بود.

این هم گوکمول کیمچی (gukmul kimchi)، یعنی کیمچی آبدار یا آبدارتر از مدل معمولی. کلم را ریز خرد میکنند و با آب خودش میخوابانند، برای همین از کیمچی معمولی خیلی ملایمتر و خنکتر است. حتی میشود گفت تقریباً تندی ندارد. در کره بعضیها آن را با برنج میخورند یا بین غذاهای چرب برای عوض شدن مزه دهان سراغش میروند. وقتی صبح معدهتان کمی سنگین باشد، فقط یک قاشق از این آب واقعاً حال آدم را جا میآورد.

این هم گئوتجوری (geotjeori)، یعنی کیمچی تازه. وقتی اسم کیمچی میآید، بیشتر آدمها مدل تخمیری را تصور میکنند، اما گئوتجوری نوعی کیمچی تازه است که تازه درست شده. کلمش تُرد است و چاشنیاش هم طعم زندهتری دارد، برای همین بافتش کاملاً با کیمچی تخمیرشده فرق میکند. پودر فلفل قرمز داخلش هست، پس کمی تند است، اما آن طعم ترش خاص کیمچی رسیده را ندارد.

این هم جانگاجی (jangajji)، یعنی سبزیجاتی که در سس سویا خوابانده شدهاند. موادی مثل فلفل، ساقه سیر و پیاز را خوب در سس سویا میگذارند، برای همین هم شور است و هم کمی شیرین. با اینکه فلفل دارد، چون خوابانده شده تندیاش خیلی کمتر از فلفل تازه است. اگر آن را روی برنج بگذارید و با هم بخورید، مزهاش کاملاً جور درمیآید.

این هم اوجینگئو جوتگال (ojingeo jeotgal)، یعنی ماهی مرکب نمکسود و تخمیرشده. راستش این یکی کاملاً سلیقهای است. هم نسبتاً تند و شور است، هم آن طعم عمیق و تخمیری خاص خودش را دارد. حتی خود کرهایها هم معمولاً فقط کمی از آن را روی برنج میگذارند و نمیآیند زیاد بخورند. اگر بار اولتان است، فقط خیلی کم امتحانش کنید.

این هم یونگون جوریم (yeongeun jorim)، یعنی ریشه لوتوس پختهشده. آن را با سس سویا، شکر و شیره میپزند، برای همین طعمش هم شیرین است و هم شور. بافتش همزمان هم تُرد است و هم کمی کشسان. بهخاطر سوراخسوراخ بودنش، از آن مخلفاتی است که خارجیها معمولاً با کنجکاوی نگاهش میکنند. تند نیست و کمی شیرینی دارد، برای همین بیشتر آدمها راحت میخورندش. این مخلفه موردعلاقه همسرم بود، برای همین حسابی توی بشقابش ریخت.

این هم مومالنگی موچیم (mumalleangi muchim)، یعنی ترب خشک مزهدار. ترب را نازک برش میدهند، خشک میکنند و بعد با پودر فلفل قرمز، روغن کنجد و عصاره آلو مخلوط میکنند. ویژگی اصلیاش همان بافت جویدنی و کشدارش است. هرچه بیشتر بجوید، شیرینی خودِ ترب بیشتر خودش را نشان میدهد.
فقط بخش مخلفات را چرخیدم و همین حالا بشقابم سنگین شده بود. هنوز نه سراغ نانها رفته بودم، نه بخش غذاهای غربی را دیده بودم.
نان و شیرینی

حالا برویم سراغ بخش نان. اول از کروسان شروع کنیم. اندازهاش کوچک بود و برای یک لقمه خیلی مناسب، بیرونش تُرد و داخلش نرم بود و در کل بد نبود. البته حس نان تازه از فر درآمده را نداشت و بیشتر در همان حدی بود که معمولاً در بوفه صبحانه هتلها میبینید.

این هم سینامون سویرل. هم شیرین بود، هم عطر دارچینش نسبتاً قوی بود. کنار قهوه، ترکیب بدی درنمیآمد.


اینها وانیلا کران و اپل کران هستند. هر دو از خمیر شیرینی درست شدهاند و رویشان یا کرم یا فیلینگ سیب قرار دارد. از بین این دو، اپل کران خوشمزهتر بود. مدل وانیلی کمی دلزن و سنگینتر به نظرم آمد.

مرباها چهار مدل بودند: کره، مربای توتفرنگی، مربای سیب و مربای بلوبری.

این هم مورنینگ رول. در کره به این نانهای گرد و کوچک میگویند «نان صبحانه». بافتش نرم است و کمی هم شیرینی دارد. حتی بدون مربا هم بد نبود.

این هم مینی پانینی. رویش یک پارچه سفید انداخته بودند تا گرم بماند و بافتش هم با مورنینگ رول فرق داشت؛ کمی کشدارتر بود.


برشهای نان چاودار و نان تست سفید هم بودند و درست کنارشان تستر گذاشته بودند تا هرکس بخواهد نانش را خودش برشته کند.

اینها هم باگت گردویی و باگت ساده بودند. کامل روی تخته گذاشته شده بودند و کنارشان چاقو بود تا هرکسی هرقدر خواست ببرد. فقط تعداد مدلهای نان نزدیک ده نوع میشد، برای همین حتی اگر غذای کرهای به ذائقهتان نخورد، فقط با همین نانها هم میشود یک صبحانه کامل جمع کرد.
وافل و تاپینگها



وافل هم داشت. اندازهاش کوچک بود و از وسط تا شده و ایستاده قرار داده بودند. بیرونش کمی تُرد بود و داخلش نرم و مرطوب. تاپینگها هم چهار مدل بودند: کمپوت گیلاس، خامه زدهشده، شربت افرا و گردوی خردشده. همسرم آن را با گیلاس و خامه خورد و من با شربت و گردو. راستش ترکیب شربت و گردو بهتر بود. خود وافل خیلی شیرین نبود، برای همین باید کمی دستودلباز شربت میریختید تا مزهاش کامل دربیاید.
استیشن نودل برنجی (Rice Noodle Station)

این بخشی بود که از همه بیشتر در بوفه صبحانه شیلا استی اولسان به دلم نشست. داخل جعبههای چوبی، نودل برنجی، کلم، جوانه لوبیا (bean sprouts) و قارچ صدفی (oyster mushroom) جداگانه گذاشته بودند. مواد دلخواهتان را داخل کاسه میریزید و به کارمند میدهید، او هم همانجا فوری میجوشاند و با آبگوشت داغ تحویل میدهد.
من در هتل هیلتون میلنیوم بانکوک هم چیزی شبیه این نودل استیشن خورده بودم، ولی اینجا هم واقعاً کم نیاورد. برای صبحانه یک هتل بیزینسی، این سطح واقعاً غافلگیرکننده بود.




قارچ صدفی را از قبل ریشریش کرده بودند و راحت میشد برداشت. جوانه لوبیا هم بافت تُردتری به نودل میداد. خود نودل برنجی مدل تخت بود، دقیقاً شبیه همان نودل پهنی که در فوی ویتنامی (pho) میبینید. کلم هم وقتی داخل آبگوشت میرود، شیرینیاش بیشتر میشود، برای همین حتماً با هم امتحانش کنید. من هر چهار ماده را ریختم، اما برادرم قارچ را برنداشت.

برای سس هم چهار گزینه آماده بود: سس هویسین، سس پنانگ، سس سریراچا و روغن فلفل. من کمی سریراچا ریختم و آخرش هم کمی روغن فلفل اضافه کردم، و واقعاً از همان اول صبح حسابی چسبید و معدهام را باز کرد. اگر تندی دوست ندارید، فقط با سس هویسین هم کاملاً طعمدار میشود و مزه کم نمیآورد.
ماندو، نان و کاری

اینها ماندو (mandu, Korean dumplings) بودند که داخل بخارپز بامبویی گذاشته بودند. چون بخارپز شده بودند، خمیرشان نرم و مرطوب بود و داخلشان تا حدی معلوم بود. درونشان سبزیجات و گوشت داشتند. اندازهشان هم یکلقمهای بود و راحت میشد برداشت و در سس سویا زد.

این هم نان نان (naan)، و یکی از بهترین چیزهایی بود که آن روز در صبحانه خوردم. ولی وقتی رسیدم، از قبل فقط چند عدد مانده بود. با اینکه من ساعت ۷ صبح آنجا بودم، وضعیت این بود؛ یعنی اگر دیرتر برسید، ممکن است اصلاً به شما نرسد.

کنار نان، کاری گذاشته بودند تا با هم بخورید. یک کاری خامهای نارنجیرنگ بود که رویش کمی خامه هم ریخته بودند و غلظت نسبتاً زیادی داشت. تند نبود و طعمش ملایم بود، اما وقتی نان را داخلش میزدید، واقعاً خیلی خوب میشد. همین ترکیب نان و کاری برای من بهترین بخش صبحانه آن روز بود. از کاری صبحانهای که قبلاً در Hyatt Kota Kinabalu خورده بودم هم غلیظتر و خوشمزهتر بود.
غذاهای گرم غربی

این هم اسکرمبلد اگ. مقدارش زیاد بود، ولی کمی خشک از آب درآمده بود. اگر انتظار اسکرمبلد اگ نرم و آبدار دارید، ممکن است کمی ناامید شوید.

این هم بوکئومباپ (bokkeumbap, fried rice)، یعنی برنج سرخکرده. یکی از منوهایی است که تقریباً در هیچ بوفه صبحانه هتل کرهای غایب نیست. بد نبود و معمولی رو به خوب بود. وقتی با کیمچی خوردم، طعمش بهتر شد.

این هم ترکیب لوبیا سبز، قارچ و فلفل دلمهای تفتدادهشده بود. طعمش سبک و ملایم بود و بین غذاهای گوشتی مثل نقش تازهکننده دهان را بازی میکرد.

این هم بیکن. از آن مدلهای خیلی تُرد نبود و بیشتر نرم و مرطوب بود، ولی شوریاش متعادل بود و کنار نان خیلی خوب میرفت. این هم یکی از منوهایی بود که من دوست داشتم.

سوسیسها را یکلقمهای برش زده بودند و رویشان رد گریل داشت. چون داخلشان سبزیهای معطر هم بود، نسبت به سوسیس معمولی طعم خیلی بهتری داشتند. برادرم فقط همین سوسیس را سه بار برداشت. میگفت: «داداش، این سوسیس واقعاً خوشمزهست. من فقط همینو میخورم.» بعد از ترکیب نان و کاری، این سوسیس و بیکن جزو بهترینهای من بودند.

این هم گراتن سیبزمینی. پنیر رویش آب شده بود و خوب برشته شده بود، اما راستش برای صبحانه کمی سنگین بود. البته اگر عاشق پنیر باشید، احتمالاً خوشتان میآید.

این نان را با کرم کاسترد رویش پخته بودند و بالایش هم ورقههای بادام پاشیده بودند. فکر کنم فرنچ تست سیر بود، ولی اسم دقیق منو را یادم نیست. در کل آنقدر شیرین بود که بیشتر به دسر میخورد تا صبحانه.
سالاد و دِلی
تا اینجای کار، قبل از اینکه حتی یک دور کامل دور بوفه بزنم، این دومین بشقابم شده بود. برادرم دیگر نشسته بود و داشت میخورد، ولی من هنوز حتی نرسیده بودم بخش سالاد را ببینم.

این هم بخش تاپینگ و سس سالاد. سرکه شراب قرمز، سرکه بالزامیک، روغن زیتون و آسیاب فلفل کنار هم چیده شده بودند، و علاوه بر آنها کروتان، زیتون سیاه، تخمه آفتابگردان و زیتون سبز هم آماده بود. چون میتوانستید نسبت سرکه و روغن را خودتان تنظیم کنید، سس سالاد را مطابق سلیقه خودتان درست میکردید.

این هم سالامی. چون داخلش دانههای فلفل بود، موقع جویدن عطرش یکدفعه باز میشد. برای گذاشتن روی نان عالی بود.

این هم بیِر هَم. نسبت به سالامی نازکتر بود و رنگ صورتی روشنتری داشت، اما چون رگههای گوشت داخلش دیده میشد، کاملاً مشخص بود که با ژامبونهای فشرده معمولی فرق دارد. طعمش ملایمتر بود و برای کسانی که از مزههای خیلی شور خوششان نمیآید، انتخاب خوبی محسوب میشود.

این هم نمای کلی این دو نوع گوشت دِلی. چون چیدمانشان مثل گل باز شده بود، برای یک بوفه حس دقت و سلیقه میداد. فقط اگر کنارشان یک مدل دیگر مثل پروشوتو یا ژامبون دودی هم بود، انتخابها متنوعتر میشد. اینجایش کمی جای خالی داشت.
سالاد سبزیجات

این هم نمای کامل بخش سالاد. سه کاسه بزرگ با لبه چوبی داشت که داخل هرکدام نوعی سبزی گذاشته بودند. سسها هم دو مدل بودند: یک سس نارنجیرنگ بر پایه هویج و یک سس عسل و لیمو. برگه راهنمای آلرژی هم به دو زبان انگلیسی و کرهای کنارشان گذاشته شده بود، برای همین مهمانهای خارجی هم راحت میتوانستند بررسی کنند.

این هم بوکچوی (bok choy). ساقهها را کامل گذاشته بودند و برای همین خیلی تُرد بود. نه تلخ بود، نه سنگین؛ فقط آبدار و سبک، و برای برداشتن یک انبر کوچک کاملاً مناسب بود.

این هم کاهو. تازه بود، ولی تنها مدل سبزی سالاد همین کاهو بود و اگر کنار آن رومِین یا کاهوی قرمز هم داشتند، خیلی بهتر میشد.

این هم برگ چغندر قرمز. ساقههای بنفش پررنگش خیلی توی چشم میزد. برگ چغندر در بوفههای کرهای خیلی رایج نیست، برای همین توجهم را جلب کرد. وقتی رویش روغن زیتون و بالزامیک ریختم، آن مزه کمی گس و تلخش بهتر متعادل شد.

این هم سالاد هویج رشتهای. طعم ترش و شیرینش نسبتاً قوی بود و برای باز کردن اشتها خیلی خوب عمل میکرد. وقتی آن را کنار سالامی در بشقاب میگذاشتید، شوری سالامی و ترشی سالاد خیلی خوب با هم جور میشد.

این هم سالاد پاستای فوسیلی. راستش سسش خیلی غلیظ بود و کمی چرب و سنگین به نظر میرسید. یکی دو قاشق از آن کاملاً کافی بود.

این هم سالاد جو. داخلش جو پخته، کرنبری، خلال بادام و فلفل دلمهای بود. بافت دانهدانه جو و شیرینی کرنبری، نقطه قوتش بودند، ولی مقدارش در حد یک کاسه بود و اگر محبوب میشد، خیلی زود خالی میکرد.
نوشیدنیها

این هم بخش نوشیدنیها. پارچهای شیشهای را روی پایههای چوبی کنار هم چیده بودند و رنگهای زرد، شفاف، قرمز و سبز روشن کنار هم خیلی قشنگ دیده میشد. نور صبح که از میان پارچها رد میشد، رنگها حتی زندهتر به نظر میرسیدند.

این هم آب آلو. بیشتر از اینکه شیرین باشد، اول با مزه ترشش خودش را نشان میداد. بعد از غذاهای چرب، برای جمعوجور کردن مزه دهان دقیقاً مناسب بود. همسرم هم گفت: «از بین آبمیوهها این یکی از همه بهتره.»

این هم آب انگور سفید. نسبت به آب آلو خیلی ملایمتر و شیرینتر بود. اگر انتظار طعم میوهای خیلی پررنگ داشته باشید، شاید کمی بیروح به نظر برسد.

این هم آب گامگیول (gamgyul)، یعنی آب نارنگی کرهای. در کره وقتی میگویند گامگیول، معمولاً منظورشان نارنگیهای معروف جزیره ججو (Jeju Island) است. نسبت به آب پرتقال معمولی ترشی کمتری دارد و شیرینیاش بیشتر خودش را نشان میدهد. برای خوردن کنار نان، از همه بیدردسرتر و مناسبتر بود.
میوه، غلات صبحانه و ماست

میوهها سه مدل بودند: موز، پرتقال و سیب. پرتقالها به شکل هلالی برش خورده بودند و سیبها هم طوری اسلایس شده بودند که خوردنشان راحت باشد. برای اینکه بین غذاها چیزی سبک بردارید، خیلی مناسب بودند.

غلات صبحانه سه مدل بودند: کورنفلکس، فروترینگ و توپک شکلاتی. برای شیر هم دو گزینه داشتند: شیر معمولی و شیر جو دوسر. اینکه حتی شیر جو دوسر هم گذاشته بودند، احتمالاً یعنی به مهمانهایی که عدم تحمل لاکتوز (lactose intolerance) دارند یا وگان (vegan) هستند هم فکر کردهاند. این بخش را واقعاً دقیق و بافکر دیدم. حتی در هتل Miramar تایوان یا Novotel بانکوک هم جاهایی که شیر جو دوسر داشته باشند، زیاد ندیدهام.

این هم نمای نزدیک کورنفلکس. در بخش اطلاعات آلرژی، گندم و سویا را ذکر کرده بودند.

ماستها دو مدل بودند: ساده و ماست هالابانگ (hallabong yogurt). هالابانگ یکی از انواع مرکبات مخصوص ججو است و دیدنش در صبحانه هتل برایم جالب و خوشایند بود. ماست ساده مثل ماست یونانی غلیظ نبود و کمی رقیقتر بود، ولی برای ریختن روی غلات صبحانه اتفاقاً همین غلظت بهتر جواب میداد. ماست هالابانگ هم عطر ملایم مرکباتی داشت و شیرینیاش مناسب بود، طوری که بهتنهایی هم میشد خورد.

این هم موسلی. پایهاش جو دوسر بود و داخلش کشمش، تخمه کدو، خلال بادام و تکههای میوه خشک وجود داشت. مقدارش کمی کم شده بود، پس احتمالاً طرفدار داشته است.
قهوه و چای

فقط یک دستگاه قهوهساز تماماتوماتیک از برند EGRO گذاشته بودند. نوشته شده بود که از دانه قهوه ایتالیایی COVA استفاده میکند. مزهاش قطعاً از قهوه فروشگاهی بهتر بود، ولی در حد کافه تخصصی نبود؛ دقیقاً همان سطحی که از قهوه دستگاهی یک بوفه هتل انتظار دارید. چون فقط یک دستگاه بود، در ساعتهای شلوغ ممکن است مجبور شوید کمی منتظر بمانید.

برای چای هم برند Ahmad Tea را گذاشته بودند: انگلیش برکفست، ارل گری و چای گندمسیاه (buckwheat tea). پودر دارچین هم جداگانه کنارشان بود. برادرم که قهوه نمیخورد، کمی دارچین به ارل گری اضافه کرد و گفت: «داداش، بوی این خیلی خوبه.»
املت سفارشیِ تازه

املت را در بخش پخت سفارشی همانجا درست میکردند. کافی بود به کارمند بگویید چه موادی میخواهید و همانجا جلوی خودتان میپخت. من خواستم داخلش ژامبون، پنیر و فلفل دلمهای بریزد. بیرونش خوب برشته شده بود و داخلش نرم و کمی نیمپز مانده بود. فقط در ساعت شلوغ صبح، سهچهار نفر جلوی من ایستاده بودند و باید کمی منتظر میماندم.
بشقابهای من
اینها بشقابهایی هستند که بعد از چرخیدن دور بوفه واقعاً برای خودم برداشتم و خوردم. جذابیت بوفه دقیقاً همین است دیگر؛ اینکه ببینی خودت چه ترکیبهایی میسازی.

این هم بشقاب اول. بیِر هَم و بیکن را بهعنوان پایه گذاشتم و رویش دو تکه سوسیس، لوبیا سبز، یک قاشق گراتن سیبزمینی و یک تکه پانینی برداشتم. مزه ملایم بیِر هَم و شوری بیکن در کنار هم تضاد خوبی داشتند و برای همین نوبتی خوردنشان لذتبخش بود. گراتن سیبزمینی اما وقتی داخل بشقاب آمد، پنیرش کمی سفت شد و نسبت به زمانی که همانجا کنار بوفه خورده میشد، مزهاش کمی افت کرد.

بشقاب دوم را به شکل ترکیب کرهای و غربی چیدم. ماندو، سالامی، اسفناج مزهدار، گئوتجوری، پنیر، کراکر، نان و کاری، همه را با هم داخل یک بشقاب گذاشتم. شاید کمی شلوغ به نظر برسد، ولی خب مگر لذت بوفه همین نیست؟ در همین بشقاب، ترکیب گئوتجوری با پنیر برخلاف انتظارم بد درنیامد و جالب بود.

این هم نسخه نهایی نودل برنجی. داخلش نودل پهن، کلم، جوانه لوبیا و قارچ صدفی بود و رویش سریراچا و روغن فلفل ریخته بودند. آبگوشتش در عین شفاف بودن، طعم عمیقی داشت و برای آرام کردن معده در اول صبح واقعاً عالی بود.

این هم بشقاب سوم. کمی اسفناج مزهدار، سالاد هویج رشتهای، سالاد جو، سالاد پاستای فوسیلی، گراتن سیبزمینی و اوجینگئو جوتگال برداشتم. سالاد جو حتی روی بشقاب هم بافتش را خوب نگه داشته بود، و اوجینگئو جوتگال هم باز ثابت کرد که از این یکی واقعاً باید فقط کم برداشت.

و در آخر هم دو کاسه غلات صبحانه خوردم. یکی کورنفلکس با توپک شکلاتی و شیر بود و دیگری موسلی که رویش شیر ریخته بودم و گذاشته بودم کمی نرم شود. کورنفلکس را باید همان موقع که هنوز تُرد است سریع خورد، اما موسلی اگر کمی خیس بخورد، خوشعطرتر و خوشخوراکتر میشود. راستش تا اینجا دیگر حسابی سیر شده بودم و کمی هم حس میکردم دارم به زور ادامه میدهم.
جمعبندی بوفه صبحانه شیلا استی اولسان
اگر بخواهم از نظر ارزش در برابر قیمت نگاه کنم، راضی بودم. برای پکیج حدود ۹۵ تا ۱۰۰ دلاری که صبحانه دو نفر هم داخلش بود، این ترکیب واقعاً حس «خوب و حسابی خوردیم» میداد. حتی اگر جداگانه هم برای هر نفر حدود ۲۲ دلار بدهید، باز آنقدر نیست که بگویید پولتان هدر رفته.
بهترین بخشها برای من ترکیب نان و کاری، سوسیس، بیکن و استیشن نودل برنجی بود. مخصوصاً نودل که همانجا جلویتان میپزند، باعث شد با اینکه با انتظار پایین نسبت به صبحانه یک هتل بیزینسی رفته بودم، کاملاً غافلگیر شوم. در Hilton Millennium بانکوک و Hyatt Kota Kinabalu هم نودل استیشنهای مشابه خورده بودم، ولی اینجا هم اصلاً کم نیاورد.
البته نکات ناامیدکننده هم داشت. اسکرمبلد اگ کمی خشک بود، تنوع سبزیهای سالاد هم کم بود و فقط کاهو داشتند. نان نان چون انگار محبوب بود، مقدارش کم گذاشته شده بود و اگر زمانتان را درست تنظیم نمیکردید، ممکن بود تمام شود. اینکه فقط یک دستگاه قهوه هم وجود داشت و در ساعت شلوغ باید منتظر میماندید، کمی اذیتکننده بود.
امیدوارم این نوشته برای کسانی که کنجکاوند بدانند بوفه صبحانه هتل در کره چطور است، یا کسانی که به رزرو شیلا استی اولسان فکر میکنند، مفید باشد. من خودم دفعه بعد دوست دارم به یکی از شعبههای دیگر شیلا استی در شهری دیگر بروم. چون یک برند واحد است، برایم جالب است ببینم ترکیب صبحانهاش در هر شعبه چقدر فرق میکند.
اطلاعات پایه شیلا استی اولسان
- نام هتل: شیلا استی اولسان (Shilla Stay Ulsan)
- آدرس: 200 Samsan-ro, Nam-gu, Ulsan Metropolitan City, Korea
- تلفن اصلی: +82-52-901-9000
- تلفن بوفه صبحانه (کافه): +82-52-901-9107
- ساعت سرو صبحانه: روزهای کاری 06:30~09:30 / آخر هفته و تعطیلات 07:00~10:00
- قیمت صبحانه: برای هر بزرگسال حدود ۱۶ تا ۲۲ دلار (بسته به زمان ممکن است تغییر کند)
- ورود به هتل: 15:00 / خروج: 12:00
- پارکینگ: برای مهمانان هر شب حدود ۳ تا ۴ دلار (پارکینگ زیرزمینی)
- محل بوفه صبحانه: طبقه دوم هتل
این مطلب در اصل ابتدا در https://hi-jsb.blog منتشر شده است.